تبليغاتX
در حسرت تنهایی - حسرت...

در حسرت تنهایی

حسرت...

کوچه امروز پر از هم همه ي غم شده است

 

در و ديوار سيه پوش محرم شده است

 

چشم من اين همه دلواپس اندوه مباش

 

فرصت گريه براي تو فراهم شده است

 

باز شد پاي عطش باز به اين آبادي

 

تشنگي تشنه ي لبهاي دو عالم شده است

 

مي زند باد فقط شانه به گيسوي کوير

 

اشک بر زخم دل حادثه مرهم شده است

 

آه اندوه شما پشت فلک را لرزاند

 

آري از روي زمين خون خدا کم شده است

 

اشک مي ريزم و غم مي خورم و مي دانم

 

خون سرخ تو به شمشير مقدم شده است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:51  توسط ش  |